سوفیای ریاضی دان من

سوفیا در کانادا

دوستان سلام ۱۰ سال از شروع وبلاگ من می گذرد. مدتی در این وبلاگ مطلبی نوشته نشد. امروز که دوباره قصد نوشتن کردم در شهر تورنتوی کانادا هستم. من بعد از دو سال دوری پدر در تاریخ ۲۰ جولای به تورنتو آمدم. در این مدت اتفاقات زیادی افتاده است که در پستهای بعدی برایتان توضیح خواهم داد.
2 شهريور 1402

مجموعه قصه های کودکانه برای سوفیا

 این قصه  ها بر اساس مجموعه قصه های می می نی   باز نویسی شده است. در این بازنوبیسی شخصیت قصه به سوفیا تغییر یافته و جهت رعایت قافیه و وزن شعر از معادل های دیگر استفاده شده است.    قصه (1): سوفیا و دندان درد یکی یکی شد خراب،دندونای سوفیا   قصه دندونها رو ، بابا نوشته اینجا یک روز که توی خونه، تنها  میشه سوفیا می بینه توی یخچال، یک کارتون زولبیا هی می خوره از اونها، می گه چه قد شیرینه خدا کنه مامانم، نیاد منو ببینه مامان از را می رسه و می گه: بسه دیگه سوفیا، خراب می شه دندونات این قد نخور زولبیا، من نگرانم برات مامان با خودش گفت باید که من اونها رو یه کم بذارم بالا  ت...
22 مرداد 1393

دیشب پرنورترین شب سال بود

سلام سوفیا جان یکشنبه شب،دهم آگوست شبی بود که ماه قرص کامل بود و درخشندگی آن از شبهای دیگر بیشتر بود. این شب را خیلی از منجمین به انتظار می نشینند و ثبت می کنند. انجمن های اماتوری نجوم هم به همین ترتیب اقدام به ثبت تصاویر ماه می کنند. دلیل اینکه  ماه پرنورتر و درخشنده تر به نظر می رسد این است که ماه در نزدیکترین فاصله خود به زمین قرار  می گیرد. به همین دلیل  کمی بزرگتر و همینطور زرد رنگ تر از شب های دیگر در آسمان ظاهر می شود. ماه نیز همانند سیاره های منظومه شمسی در مدار بیضی شکل به دور خورشید می گردد و برخلاف مدارهای دایروی فاصله جرم گردش كننده در مدارهای بیضوی از جرم مرکزی ثابت نيست به طوری که گاهی در فاصله ی دورتر از جسم ...
20 مرداد 1393

یک سالگی

سلام سوفیا جان امروز 9 اگوست 2014  مصادف با 18 مردادماه 1393 است. چند وقتی است که وبلاگت به روز نشده است. در این مدت اتفاقات زیادی افتاده که باید مرور کنیم. قبل از همه اینکه 10 جون برابر با  20 خرداد ماه سالروز یکسالگی تو بود و ما سه تایی لا هم جشن گرفتیم. جالب اینکه مامان بزرگ و بابا بزرگ ها هم  توی ایران برای تو جشن تولد گرفتند . این هم عکس از روز تولدت     توی این مدت تو راه رفتن را تجربه کردی و هر روز با مامان برای خرید لوزام خانه بیرون می روی   ...
19 مرداد 1393